بگذار که بی خط بنویسم گِله ها را
تا سر نبَرم حوصله ی حوصله ها را
با کاغذ بی خط که نشد بال بگیریم
دیدیم سرانجام ِ پر ِ چلچله ها را
ای عشق اگر دستِ تو در دستِ دلم نیست
پس کیست که امضا زده پای ِ بَلِه ها را ؟
تنها تو بمان ماه ! که جز صورتکت نیست
تا حل بکند صورت این مسئله ها را
دریائی از آشوب نشاندی و نشستی
تا خوب ببینی اثر زلزله ها را
در من اثر زلزله ها هست ولی نیست
طی می کنم این مرحله ها مرحله ها را
جز من که بجز بار ِ غمت را نکشیدم
آن کیست که ازدل بکند آبله ها را
بگذار که بی خط بنویسم گله ها را
ای مرگ امان ده به من این فاصله ها را
ای مرگ امان ده به من این فاصله ها را
را
نظرات ()