1_
البته که هنوز به ایستگاه و اسکله ایمان ندارم
" دستساز ِ کفر و انسان ! "
مقصد پیش از باجه های بلیط فروشی ست
یعنی همین لحظه
همین لحظه
که " من " دارم با " تو " حرف می زنم
2_
و سیب
اشاره ایست به قلب
به قرآن مجید همه چیز
برای قلب آفریده شد
سیب ها را له نکنیم
3_
اینروزها سقوط
ساده تر از ادامه دادن است
دیکتاتورها را نمی گویم
زندگی ِ اسقاطی را می گویم
4_
هر شب کبوتری در خواب
مرا به قانون ِ خود در می آورَد
اما هر صبح
دوباره زمین زیر پایم راه میرود
و آسمان ...
به هر حال یکروز
پرواز خواهم کرد
اما
اکنون نوبت کبوتر نیست
5_
لحظه های
شاد ِ با هم بودن
از آلبوم ها بیرون نمی آیند
آلبوم ها به ما خیانت کردند !
و
یا ما به آلبوم ها
دروغ گفتیم ؟
6 _
وقتی چای می نوشم
آنطرف ِ استکان همه هستند
جز " تو "
وقتی چای نمی نوشم
آنطرف ِ دنیا
تو هستی
جز " من "
7_
این صدای یک نوار ضبط شده ی درهم وَرهم ِ بیرون ریخته بود