خیابان های خالی از ...

از دو، سه تا فوک دریایی که بپرسی ساحل آرامش کجاست

با خمیازه ای کشدار به تو می گویند

همین حوالی

و گنجشکها به لانه های کوچکشان

اشاره می کنند

و به جفت هاشان

پروانه ها با کدام موسیقی میرقصند و می بالند ؟!

درخت ها برای چه میوه می دهند ؟!

همچون مادران گذشته که یک، دو جین بچه می زادند و شیر می دادند

و نان می پختند و ...

و آدمی در پس حیرت و نفرت

چرا اینهمه کفش های تا به تای حسرت عوض می کند

و عموما پا برهنه و بی اختیار در خیابانهای خالی از دیدار

تنها می دود !

/ 1 نظر / 30 بازدید
ستایش

عمو فرامرز خیلی قشنگ بود واقعا لذت بردم