آنیا ! سهم ما از زندگی همان قدر است که دوستش داریم

 

ایمان دارم

تنها با سرانگشتهای عشق می شود

جهان را فتح کرد

چکمه ها و سرنیزه ها بزودی شکست می خورند

و تکلیف جهان را صلح رقم خواهد زد

کسی می آید که در نگاهش مهربانی ست

کسی که الفبای عشق را در زمین می پراکند

و من و تو آنروز را صد بار در خواب دیده ایم

 

کتابهای مقدس را بیاور

می خواهم به تمامیشان سوگند بخورم

که تنها عشق

تنها عشق

کلید قفلهای بسته است

 

و به من نگاه کن که راز آرامش جهان در همین نگاه است

به آسمان سوگند

و به تمامی کتابهای آسمانی

که راز آرامش جهان در همین نگاه است

به من نگاه کن

/ 7 نظر / 21 بازدید
مجللی

سلام فرامرز جون پیروز و سربلند باشی راستی لینک شدی

آذر

سلام فرامرز عزیز خوشحالم برگشتی ، غیبتت داشت طولانی میشد !... انصاف نیست ما رو از خوندن اشعار زیبات برای مدت طولانی محروم کنی دوست عزیز[گل]

پرنیان

آیا در در جهان کسی هست که بداند در این لحظه چه میکشم؟چه حالی دارم؟چقدر زنده نبودن خوب است!

داود

سلام... اللهم عجل لولیک الفرج.پست جالبی بود. موفق باشید.

پاییز رحیمی

سلام آقای احمری بزرگوار! ممنونم از مهر و حضورتون. برای من هم خواندن شعر شما زیبا و لذت بخش بود. تندرست باشید همیشه[گل]

بوسه های خشمگین

سلام خوبی؟ امروز اسم شما را توی اینترنت جستجو کردم این وبلاگ اومد خوشحالم که در فضای مجازی فعالیت می کنی و می تونم شعرهای شما را از اینجا بخونم و از این طریق با شما ارتباط داشته باشم در پناه حق

آبان

سلام مثله خودتون آرومو صلح طلب بود